به ياد آموزگاري وارسته و ياري مهربان، دکتر وطن دوست

 

فصلنامه مرمت، سال دوم، شماره نوزدهم، پاييز 1386

تيرماه سال 1353 بود كه از سوي مركز باستان شناسي (سابق) ماموريت يافتم به اصفهان و شيراز  مسافرت نمايم. كمتر از يكسال پيش از آن به آن مركز پيوسته و به عنوان شيميست مرتبه (1) استخدام شده بودم. پيش از شروع ماموريت اطلاع يافتم كه در اصفهان به ملاقات مهندس شيرازي، عنواني كه آن روزها و بسيار سال‌ها بعد به آن شناخته و ناميده مي‌شد، بروم. در اصفهان براي نخستين بار او را ملاقات كردم: جواني پرجوش و خروش، دانا، مومن، آشنا به كار، دلبسته به فرهنگ و هنر و تاريخ، شيفته اصفهان و عاشق كارش بود. در گفتگوي كوتاهي كه در دفتر كارش داشتم از حال و روزگارم پرسيد و اينكه چكاره‌ام و برنامه زندگي‌ام چيست. گفتم موضوع حفاظت و مرمت آثار تاريخي را شروع كرده‌ام  و تازه در آغاز راهم. گفت:"اگر مي‌خواهي اين راه را همچنان ادامه دهي، بايد يادبگيري كه شاگردي كني." اين حرف او هميشه به يادم ماند.

زنده ياد دكتر باقر آيت اله زاده شيرازي در سال 1342 با ارايه رساله نهايي خود تحت عنوان «طرح مركز بهسازي اطفال بزهكار،» از دانشكده  هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته معماري فارغ التحصيل شد و بعدها در سال 1350 با مطالعه و تهيه طرح روانبخشي بازار اصفهان، دوره تخصصي دكتراي دانشكده معماري سان پيترز رم را گذراند. در 1345 به­عنوان كارشناس مسئول پژوهش و مرمت بناها و بافت‌هاي تاريخي استخدام شد و تا سال 1358 و پيش از آنكه به تهران آمده و رياست سازمان ملي حفاظت آثار باستاني (سابق) را به عهده گيرد، با موفقيت تمام دفتر فني سازمان حفاظت آثار باستاني ايران در اصفهان را اداره كرد. فعاليت‌ها و كوشش‌هاي او در سال‌هاي‌حضور تمام وقت در اصفهان، موجب تحولات چشمگير و عمده‌اي در حفاظت از آثار و بافت‌هاي تاريخي اصفهان  شد كه ثمره آنها هنوز در اين شهر و گوهر تاريخي ايران و جهان قابل مشاهده است.

در اواسط سال‌هاي دهه 50 بار ديگر فرصتي فراهم آمد تا در كنار او وتني چند از ديگر كارشناسان و پژوهشگران زبده كشور در اصفهان گردهم آييم و بدين ترتيب نخستين شالوده‌هاي بناي رشته حفاظت و مرمت آثار تاريخي در نظام دانشگاهي كشور برزمين گذارده شود. اشتياق، وابستگي، اعتقاد و توجه او به ارزش‌هاي  نهادينه آثار تاريخي يكي از دلايل عمده‌اي بود كه دو خانه تاريخي سوكياس وداويد در كوچه تبريزي‌هاي محله جلفاي اصفهان و بعدها خانه‌هاي تاريخي متعدد ديگر به دانشكده پرديس اصفهان اختصاص يابد تا رشته حفاظت و مرمت آثار تاريخي در آن دو بنا شود. خوب به ياد دارم در جلسات طولاني و متعددي كه براي تدوين دروس و چگونگي اجراي برنامه آموزشي در خانه داويد تشكيل مي گرديد، دكتر شيرازي از حاميان جدي به كار گيري علوم مختلف در شناسايي، حفاظت و مرمت  آثار تاريخي در كنار بهره گيري از ظرفيت‌ها و ارزش­هاي شيوه‌هاي سنتي بود. هم او بود كه با حمايت‌هايش موجب گرديدتا امكان پايه‌ريزي آزمايشگاه و كارگاه مرمت در خانه سوكياس، در مجاورت خانه داويد، فراهم آيد. و هم او بود كه از ابتدا تا آخرين روزهاي  حياتش به آموزش دانشجويان مرمت ادامه داد تا امروز خيل عظيمي از محققان اين رشته در كشور مشغول فعاليت باشند.

دكتر شيرازي مي‌گفت اصفهان بزرگترين مدرسه زندگي‌اش بوده و احياي ارگ دوران صفوي در اصفهان را كار مهمي مي‌دانست و به همين خاطر طرح مقدماتي احياي اين ارگ را تهيه نمود و در فاصله سال‌هاي 1350 تا 1374 نزديك به يكصد بناي تاريخي در اصفهان را مرمت نمود.

پس از بازگشايي دانشگاه‌ها در سال‌هاي اوليه دهه 60 بار ديگر در كنار او و ديگراني كه كمر همت به تداوم آموزش ميراث فرهنگي و حفاظت و مرمت آثار تاريخي بسته بودند، تدوين رشته كارشناسي و بعدها كارشناسي ارشد حفاظت و مرمت آثار تاريخي ميسر گرديد. او به محض آغاز فعاليت در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني در تهران طرح بهسازي محلات فرسود تهران (بازار- عود لاجان) را آغاز نمود و از همان اوايل كار در اين مسئوليت به انتشار مجله علمي اثر همت نمود  و تا آخرين روزهاي زندگي‌اش به اين كار ادامه داد. در نخستين شماره اين مجله نوشت:

˝نشر اين مجله ادامه تلاش‌هائيست كه پژوهشگران و هنرشناسان از آغاز تشكيل سازمان ملي حفاظت آثار باستاني در جهت بازشناسي معماري ايراني و هنرهاي وابسته به آن و تدوين فرهنگ معماري ايران، گردآوري و ضبط ويژگي‌هاي هنري و فني آن به طريق سينه به سينه تا كنون معمول داشته‌‌اند˝.

دكتر شيرازي سهم عمده‌اي در تدوين لايه تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور (1364) داشت . او در همين رابطه در شماره‌هاي 12 و 13 مجله اثر در سال 1365 نوشت:

˝احياي ميراث فرهنگي بعد اساسي حفاظت است كه مراد از آن زنده نگهداشتن ارزش‌ها و مفاهيمي است كه تداومشان در پيوند دادن حركت فرهنگي گذشته در جريان حال به آينده حياتي و ضروري است.  حفاظت و احياء بطور قطع اقدامي است كه بدنبال پژوهش مفهوم پيدا مي‌كند و پژوهش و معرفي است كه حفاظت را توجيه مي‌كند. معرفي حلقه وظايف سازان را مي‌بندد و به آن هويت مي‌دهد....˝

با تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور مسئوليت معاونت اجرايي و قائم مقامي اين سازمان را تا زمان بازنشستگي خود در سال 1379 به عهده داشت و در بين سال‌هاي 1366 تا 1373 برنامه‌ريزي و اجراي طرح ايجاد، توسعه و تجهيز 45 موزه در كشور را انجام داد. آموزش حفاظت و مرمت در دانشگاه‌هاي كشور پيوسته گسترش مي‌يافت و شبكه آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي مرمت در درون و بيرون سازمان ميراث فرهنگي توسعه مي‌يافت. در همين سال‌ها حمايتي جدي از ايجاد آزمايشگاه تحقيقاتي مركزي كه بعدها به مركز تحقيقات حفاظت و مرمت آثار تاريخي- فرهنگي و نهايتاً پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار تاريخي- فرهنگي تغيير نام يافت، به‌عمل آورد.  او در نخستين همايش حفاظت و مرمت اشياء تاريخي- فرهنگي و تزئينات وابسته به معماري، كه اكنون هشتمين گردهمايي آن تشكيل مي‌شود، گفت:

˝ما بايد ياد بگيريم به همان سهولت كه گچ ، آهك ، كاشي و مصالح ساختماني براي مرمت مي‌خريم به همان راحتي هم لوله آزمايش و ميكروسكوپ بخريم˝.

در بين سال‌هاي 1371 تا 1374 در طراحي، برنامه‌ريزي، اجرا و نظارت طرح‌هاي كلان متعددي مشاركت نمود كه آن جمله مي‌توان به طرح‌هاي محور فرهنگي شهر اصفهان، محور فرهنگي شهر شيراز، مجموعه آثار هخامنشي فارس، مجموعه كاخ‌هاي سعدآباد و نياوران ، ارگ بم كرمان، مجموعه سلطانيه، تپه هگمتانه ، تخت سليمان تكاب ، معبد كنگاور، باغ فين‌كاشان و مجموعه آثار تاريخي شوش، چغازنبيل و هفت تپه اشاره نمود.

پايه گذاري و دبيري كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران و برگزاري سه دوره اين رويداد مهم و نهايتاً‌ ويراستاري و نظارت بر انتشار 15 جلد مجموعه مقالات گنگره در بين سال‌هاي 1374 تا 1386  از ديگر فعاليت‌هاي ارزشمند زنده‌ياد دكتر شيرازي در طي عمر پر بارش بود.

پس ازبازنشستگي در سال 1379 به تشكيل موسسه فرهنگي ايكوموس در سال 1380 كمك نمود. او در شماره‌هاي 33 و 34 مجله اثر در همين رابطه نوشت:

˝فقدان موسسات غير دولتي در ارتباط با گسترش  فرهنگ پژوهش ، حفظ، احياء و معرفي در محوطه‌هاي تاريخي كشورمان محسوس است. فعاليت موثر اين نهادها با توجه به ترغيب و تشويقي كه دولت به ويژه در قالب برنامه پنجساله سوم توسعه خود به‌عمل آورده مجال و فرصت مناسب را فراهم نموده است كه بايد از آن كمال بهره را برد˝.

دكتر شيرازي توجه زيادي به نوشتن و انتشار اندوخته‌هاي خود و ديگران داشت. در سال 1360 در مجله اثر نوشت: ˝ارايه گزارش اقداماتي كه در آثار انجام داده‌ايم را يك تكليف مي‌دانيم  تا نسل حاضر بداند با وديعه‌اي كه به دستمان سپرده است چه كرده‌ايم و در آن چه يافته‌ايم و نسل آينده را با ارزش‌هاي ميراثي كه به او خواهد رسيد آگاه ساخته باشيم˝. و براي دست‌يابي به همين مقصود بود كه تأليفات و نوشته‌هاي زيادي از خود به جاي گذاشت كه از آن جمله مي‌توان به ترجمه فصول معماري دوره ساساني و اشكاني كتاب بررسي هنر ايران نوشته پروفسور پوپ؛ ترجمه كتاب معماري اسلامي ايران توشته پروفسور هلتن براند؛ با ترجمه كتاب بين دو زلزله نوشته سربرنارد فيلدن؛ تأليف و ترجمه بيش از يكصد مقاله علمي و تأليف كتاب تاريخ معماري و شهرسازي اصفهان و ترجمه بخش معماري دوره اسلامي كتاب بررسي هنر معماري ايران( پروفسور پوپ) كه مجال تكميلشان را نيافت، اشاره نمود.

دكتر باقر آيت اله زاده شيرازي در سال 1380 چهره ماندگار در عرصه مرمت و حفظ آثار تاريخي شناخته شد. در سال 1384 در هشتمين جشنواره شهيد رجايي بعنوان بازنشسته برگزيده ملي انتخاب گرديد. در سال 1382 تقدير نامه ترجمه كتاب معماري اسلامي نوشته هلن براند را دريافت نمود. در سال 1380 عضو هيات علمي برگزيده سال دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي شد. دريافت تقدير نامه‌هاي نظارت، برنامه‌ريزي و تدوين اصول و مباحثات قضاوت و بررسي و تجزيه و تحليل و استنتاج فعاليت مهندسان شركت كننده در پروژه كتابخانه ملي ايران و فرهنگستان‌هاي جمهوري اسلامي ايران، عضويت در هيات داوران مسابقه معماري «باغ كتاب تهران»؛ همكاري در امور علمي- تخصصي دومين همايش ملي ايران شناسي و عضويت در كميته ملي در جهت آموزش ميراث فرهنگي در زمان صلح در قالب مصوبات كنوانسيون 1954 لاهه،‌از ديگر نتايج كوشش‌هاي پر ثمر اوست.

چندي پيش از آنكه جامعه ميراث فرهنگي و اين ديار فاني را ترك كند مسئوليت انتشار مجله اثر را به پژوهشگاه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري واگذار نمود. در مورد همين موضوع در شماره‌هاي 40 و 41 مجله اثر نوشت:

«مجله با وجود تمام كاستي‌هاي قابل تصور موفق شد در سال 1378 از سوي وزارت فرهنگ و آموزش عالي شايستگي دريافت درجه علمي- ترويجي را پيدا كند و اينك به خواست خداوند مي‌رود كه با مديريت جديد و با كسب درجه پژوهشي به مسير پيشرونده و تاريخي خود با ياري حق و با همت پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري ادامه دهد».

همين چند روز پيش در جريان برگزاري بيست و پنجمين مجمع عمومي مركز بين‌المللي مطالعه حفاظت و مرمت گنجينه‌هاي فرهنگي ايكروم ( ICCROM) كه در شهر رم، ايتاليا برگزار گرديد، بخشي به ياد درگذشتگان سال قبل اختصاص يافته بود. آقاي دكتر مونير بوشناكي مدير كل ايكروم، ‌با معرفي اين افراد يادشان را گرامي داشت. به هنگام يادآوري درگذشت دكتر باقر آيت اله زاده شيرازي، مكثي كرد، چهره‌‌اش دو چندان درهم رفت و گفت: ˝دكتر شيرازي كارشناسي سرآمد و دوستي والا بود. من بسياري از اندوخته‌هايم از ايران را از او وام  گرفتم˝.

زنده ياد دكتر باقر آيت اله زاده شيرازي در آخرين جملات پيش از در گذشت ناگهاني خود در 28 مرداد ماه  1386، ياد پدر نمود و گفت با گوش فرا دادن به پند پدر حرفه مرمت را برگزيد تا با بازسازي و احياء خانه و مدرسه و مسجد به خدمت خلق بپردازد.

و اين چنين است كه بزرگان در طول مدت حياتشان به واسطه عزم و اعتقادي راسخي كه دارند موزون و پايدار قدم بر مي‌دارند و از ابتدا تا انتها يكسان حركت مي‌كنند. در اين سي و چند سالي كه از اولين تا آخرين برخورد نويسنده اين سطور با زنده ياد دكتر شيرازي گذشت، از هنگامي كه شاگردي را اساس كار و خدمت به ميراث فرهنگي دانست تا زماني كه گوش فرا دادن به پند پدر را سر منزل زندگيش عنوان نمود، هميشه دانايي، اعتقاد ،‌عزم و خدمت به جامعه و مردم را در او يافتم.

از چنان پدري، چنين فرزندي را بايد.

يادش گرامي باد.

 


Copyright 2008 Dr. Shirazi Family Foundatiion - ِVersion: 1.0 - Last Update: 2008/8/17